وقت است …


وقت است نعره‌اي به لب، آخر زمان کُشَد

نيلي در اين صحيفه، بر اين دودمان کِشَد

سيلي که ريخت خانه‌ي مردم ز هم، چنين

اکنون سوي فرازگهي، سر چنان کشد.

برکنده دارد اين

بنيان سست را

بردارد از زمين

هر نادرست را!

وقت است ز آب ديده که دريا کند جهان

هولي در اين ميانه، مهيا کند جهان

پس دست‌هاي خسته در آغوش هم شوند

شور و نشاط ديگر بر پا کند جهان …

نيما يوشيج


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.