مشاهده‌گر (21)


روايت‌تان را براي‌ام بنويسيد.

, ,

3 پاسخ به “مشاهده‌گر (21)”

  1. 1
    ماه هر شب بغل می کند
    تنهایی ام را
    وقتی
    تو نیستی…

    2
    انگار می کنم
    که تویی
    از آسمانت
    پایین آمده ای
    و کنار ِ تنهایی من
    لنگر انداخته ای
    زیرِ پتویی که پرزهایش
    تا صبح
    گریه می کند
    از شوقِ رسیدنت…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.