استدلال‌های منطقی ایرانی (5)


يک: ساعت يک نيمه شب است. چند جوان در پارک مقابل منزل ما جمع شده‌اند و در حال گفت‌وگو و شوخي و خنده با صداي بلند هستند. چند باري بهشان تذکر داده‌ايم‌؛ اما گوش‌شان بده‌کار نبوده است. ديگر طاقت نمي‌آورم و مي‌روم سراغ‌شان. مکالمه‌ي ميان ما:

ـ آقا الان ساعت چنده؟

ـ ساعت؟ يک شب.

ـ معمولا اين ساعت مردم چي کار مي‌کنند؟

ـ مي‌خوابند.

ـ خوب الان شما احساس نمي‌کني با اين سر و صدا همسايه‌ها نمي‌تونن بخوابند؟

ـ اولا که ما سر و صدا نکرديم! ثانيا هم اين‌که من 15 ساله بچه‌ي اين محل‌ام و کسي تا حالا به من همچين تذکري نداده. حتا پليس هم جرأت اين کارو نداره. من که راحتم! شما هم اگر ناراحتي سعي کن تحمل کني.

دو: در صندليِ وسطِ عقب تاکسي نشسته‌ام. سمت چپم پسر جواني اين‌قدر گشاد نشسته که هر چقدر هم خودم را جمع مي‌کنم باز هم بازتر مي‌نشيند! سمت راستم هم خانمي نشسته که محض احتياط کيف‌اش را بين من و خودش حائل کرده و من جايي ديگر براي فرار کردن از دست بد نشستن‌هاي اين پسر سمت چپي ندارم. مسير طولاني نيست؛ اما ديگر واقعا پاي‌ام درد گرفته. بالاخره به او مي‌گويم:

ـ “مي‌شه يک مقداري جمع‌تر بشينيد؟”

ـ “من فکر کردم چون خودم راحتم، شما هم راحتيد!” (حالا ببينيد خانم‌ها از دست ما مردان چه مي‌کشند!)

سه: انگار مرز آزادي آدم‌ها براي رفتارها و سبک زندگي‌شان تا جايي است که حقوق ديگران را نقض نکنند. اين‌ها تنها دو نمونه از کاربرد روزمره‌ي استدلال مسخره و مزخرف “من که راحتم” بود. اما آيا اين مثلا “راحتي” هميشه يعني اين‌که ديگري هم راحت است؟ متأسفانه اغلب ما عموما يادمان نيست که راحتي و لذت و شادي ما، نبايد با ناراحتي و آزار ديگران همراه باشد و از آن بدتر، اصلا به اين فکر هم نمي‌کنيم که آيا دارد اين اتفاق مي‌افتد؟ خودم بارها شده که فهميده‌ام ناخودآگاه با چنين پيش‌فرض نادرست ذهني، ديگران ـ هم‌کلاسي‌ها و هم‌کاران و دوستان و از همه مهم‌تر اعضاي خانواده‌ام را آزار داده‌ام.

کاش هميشه وقتي که راحتيم و داريم حال‌مان را از زندگي مي‌بريم، فقط و فقط يک ثانيه به اين فکر کنيم که آيا اين راحتْ بودنِ ما با ناراحتْ بودنِ ديگران همراه است يا خير؟ و کاش فراموش نکنيم که وقتي به‌همين سادگي در زندگي روزمره‌ي شهروندي‌مان به حقوق ديگران (از جمله حقِ استراحتِ شبانگاهي‌شان) تجاوز مي‌کنيم، انتظار اين‌که حکومت براي راحتي خودش، حقوق ما را ناديده بگيرد انتظار به‌جا و منطقي نخواهد بود.

,

2 پاسخ به “استدلال‌های منطقی ایرانی (5)”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.