درس‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (53): جادوي خلاقيت در انجام كارهاي تكراري!


تا دقايقي ديگر پنجمين ال‌كلاسيكوي فصل برگزار مي‌شود و باز ما شاهد هنرنمايي بالرين‌هاي بارسا در ورزش‌گاه رؤيايي نيوكمپ در برابر رقيب ديرينه خواهيم بود. الان كه اين مطلب را مي‌نويسم نمي‌دانم امشب در بازي چه اتفاقي خواهد افتاد؛ اما اين را مي‌دانم كه الگويي كه در اين پست در موردش مي‌نويسم را حتما ام‌شب هم در بازي بارسا خواهيم ديد. ام‌شب مي‌‌خواهم در مورد يك ويژگي جادويي ديگر بارسا بنويسم كه در بازي رفت ال‌كلاسيكوي جام حذفي نمود بسيار زيادي پيدا كرد.

حفظ توپ وحشت‌ناك، پرس شديد و ضربه‌ي سريع. اين شايد خلاصه‌اي باشد از سبك بازي بارساي پپ. همه اين را مي‌دانند و همان همه هم تا به‌حال روش‌هاي گوناگوني را براي در هم شكستن اين سبك بازي انجام داده‌اند؛ اما جز در بعضي بازي‌ها و به‌صورت مقطعي هنوز تيم و مربي پيدا نشده كه بتواند در برابر اين سبك بازي دوام بياورد. مثال بارزش هم مورينيو است كه در تمامي ال‌كلاسيكوهاي بسيار زياد اين دو سال اخير (از همان بازي 5 هيچ معروف تا همين بازي هفته‌ي پيش) در تمام بازي‌ها سبك‌ متفاوتي را امتحان كرده و جز در يك بازي ـ فينال جام حذفي قبل ـ موفق نبوده است. جالب اين‌جاست كه در تمامي اين ال‌كلاسيكوها اغلب گل‌هاي بارسا از الگوي يكساني پي‌روي كرده است: يك پاس توي عمق و … گل! مثلا همان ال‌كلاسيكوي 5 هيچ را يادتان بيايد يا بازي رفت ليگ امسال كه مسي آن پاس جادويي را به الكسيس داد. خوب همه اين را مي‌دانند كه بارسا چطور بازي مي‌كند و چطور گل مي‌زند. چرا كسي نمي‌تواند در برابرش مقاومت كند؟

به‌نظرم اين مسئله دو وجه دارد:

1- اجراي عالي كارهاي تكراري: بازي‌كنان بارسا اين كارهاي تكراري را آن‌قدر عالي انجام مي‌دهند كه هر چقدر هم تيم‌هاي حريف در بازي دفاعي پيش‌رفت كنند دست آخر پيش‌رفته‌ترين تاكتيك‌شان براي متوقف كردن بازي‌كنان بارسا مي‌شود خشونت! (مراجعه كنيد به حركات وحشيانه‌ي پپه در تمامي ال‌كلاسيكوهاي دو سال اخير!)

2- خلاقيت در انجام كارهاي تكراري: بازي‌كنان بارسا در انجام كارهاي تكراري خلاقيت دارند! از جمله آن‌ها دقيقا در انجام همين تاكتيك پاس توي عمق و گل زدن، بازي‌كنان متفاوتي نقش‌ ايفا مي‌كنند. مثلا اگر هميشه در ذهن بازي‌كنان حريف اين الگو ثبت شده كه بايد ژاوي يا اينيستا پاس بدهند و مسي و الكسيس و ويا گل بزنند، به‌يك‌باره در يك بازي مشكل كه كار گره‌خورده شاهد اين هستيم كه مسي پاس مي‌دهد و ژاوي گل مي‌زند. يا از آن هم جالب‌تر، مسي پاس مي‌دهد و اريك آبيدال در سن 32 سالگي دومين گل تاريخ دوران بازي‌گري‌اش را در ال‌كلاسيكو به‌ثمر مي‌رساند!

ماجرا وقتي جالب‌تر مي‌شود كه بارسا به‌يك‌باره حتا روش گل‌ زدن‌ش را عوض مي‌كند و حريف را با تاكتيك خودش غافل‌گير مي‌كند. گل اول ال‌كلاسيكوي جام حذفي همين‌طوري به‌ثمر رسيد: اولين گل بارسا از روي ضربه‌ي كرنر در كل فصل جاري!

راست‌ش من هنوز در اين مورد به نتيجه نرسيده‌ام كه آيا اين پويايي و توان بالاي ذهني براي بروز خلاقيت در سخت‌ترين شرايط ممكن، وابسته به نبوغ بازي‌كنان بارسلونا است و يا نتيجه‌ي آموزش‌هايي كه در مكتب لاماسيا ديده‌اند. اين خيلي شايد مهم نباشد؛ مهم درس ديگري است كه ما از اين بارساي جادويي مي‌گيريم: ساده‌ترين الگوي موفقيت اجراي عالي و خلاقيت در انجام كارهايي است كه نه فقط براي ديگران كه براي خودمان هم تكراري شده‌اند!

پ.ن.1. عكس بالا مربوط است به ال‌كلاسيكوي رفت ليگ امسال؛ همان بازي 3-1 معروف. مي‌توانيد در چهره‌ي تك‌تك بازي‌كنان بارسا لذت و غرور ناشي از به‌ترين بودن را ببينيد! اين عكس واقعا جادويي است.

پ.ن.2. كانال رسمي يوتيوب باشگاه بارسلونا انيميشن بسيار جالبي در مورد بازي ام‌شب منتشر كرده كه هرگز نبايد از دست‌ش بدهيد: اين‌جا روي يوتيوب و دانلود از اين‌جا.

پ.ن.3. ام‌روز 25 ژانويه روز تولد دوست‌داشتني‌ترين بازي‌كن دنيا براي من و يكي از به‌ترين بازي‌كنان تاريخ است: تولدت مبارك ژاوي هرناندز عزيز!


6 پاسخ به “درس‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (53): جادوي خلاقيت در انجام كارهاي تكراري!”

  1. رکود این فصل بارسا دقیقن برمی‌گرده به همین موضوع که داره تغییر تاکتیک می‌ده و خوب این تا جا بیفته زمان می‌بره. توتال فوتبال بارسا در برابر سیستم‌های فوق‌تدافعی واقعا به‌مشکل برمی‌خوره و پپ به‌همین دلیل در حال آزمون و خطا برای پیدا کردن سیستم‌های جدیده. این را هم من نمی‌گم؛ تو سایت گل فارسی کمی جستجو کنید مطالب تحلیلی بسیار زیادی در این زمینه وجود داره. در مورد پپه هم من کار ندارم بیرون زمین چه آدمیه. من رفتارهای زشت این آقا را در زمین می‌بینم و اگر هم نقدی به رفتارش می‌کنم به رفتار داخل زمین‌ش نقد دارم. همین!

  2. به نظرم میرسه بارسا دچار رکود شده چرا که هیچ خلاقیت و یا زایشی به عنوان یک سیستم نداره
    البته اونا واقعا در فلسفه فوتبال خودشون بی نظیرن
    توتال فوتبال رو به نحو احسنت انجام میدن
    اما اگه نتونن نوآوری داشته باشند دورانشون تموم میشه

    در مورد خشونت هم باید بگم اسم اینا رو نمیشه خشونت گذاشت
    این موضوع صرفا مربوط به فشار روانیه بازیکنا توزمینه
    وگرنه همین په په به نظر اکثر کسانی که میشناسنش یه بازیکنه تحصیل کرده و مودب در بیرون زمینه

  3. پپه رو موافقم که خیلی بَد بازی میکنه؛ در این هیچ حرفی نیست.
    امیدوارم ال‌کلاسیکوی آپریل بیشتر فوتبالی باشه تا خشونت.

  4. رفتار زشت از هر طرفي باشه محكومه. البته من علت تحريك‌كننده بودن رقص آلوز و آبيدال را نمي‌فهمم؛ اما متأسفانه آلوز كلا حاشيه‌اش زياده و من هم ازش خوش‌م نمياد. يا مثلا مسي ديشب دو تا تكل خيلي بد روي پاي پپه براي انتقام حركت زشت پپه در بازي رفت كه درست نبود. بله اين‌ها هم هستند؛ اما من شخصا خود پپ گوارديولا و ژاوي را نمادهاي كامل مكتب بارسا مي‌دانم نه اين بازيكنا را. فارغ از تعصب‌هاي تيمي بايد بپذيريم كه تيم مقابل بازيكني داره كه كل بازيكناي خشن جهان در پيش خشونت وحشيانه‌اش بايد درس پس بدن. جناب پپه خودش به‌تنهايي براي محكوم كردن رئال از نظر اخلاقي كفايت مي‌كنه …

  5. سلام،
    بارسلونا هم خیلی جوانمردانه بازی نمیکنه؛ مثلا حرکت آبیدال و آلوز و رقصشون بعد از گل آلوز خیلی تحریک کننده بود؛
    یا اینکه وقتی فابرگاس مصدوم شد، و مادرید توی زمین بارسلون بود، بعدا بارسا توپ رو محکم انداخت نزدیک 18قدم رئال؛
    یا مثلا اینکه تو رختکن رئال میرن و میگن تو این ورزشگاه امکان نداره ببرین، مثل کارهای مورینیو هست دیگه؛
    خشونت که همیشه واضح نیست، همین لفظ موریانه جان خودش یک خشونت هست (حالا از نوع پنهانش)، :دی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.