خودتان استراتژیست باشید!


قبلا در مورد استراتژی زیاد نوشته‌ام. شما هم حتما این واژه را زیاد شنیده‌اید. استراتژی به ما کمک می‌کند تا بدانيم که هستيم، قرار است به‌کجا برسيم و چگونه به آن‌جا برسيم. استراتژي در عین حال ابزار “رقابت” است. در هر کسب و کاري هميشه رقباي بالفعل و بالقوه‌اي وجود دارند که کسب و کار ما را به‌شدت تهديد مي‌کنند. لازم است که از قبل طرح و نقشه‌ي مشخصي را براي رقابت با اين رقبا وجود داشته باشد. استراتژي همان طرح و نقشه‌‌ي رقابت است (این‌جا کامل‌تر توضیح داده‌ام.)

اما استراتژی مثل بسیاری دیگر از حوزه‌های مدیریت، جایی است که در آن حرف زیاد است و عمل اندک. اگر از هر کسی بخواهید می‌تواند ساعت‌ها در مورد استراتژی برای شما سخن بگوید؛ اما اگر از او بخواهید برای شرکت شما راه‌حل استراتژیکی ارائه کند، معمولا جز حرف‌های کلی و غیراجرایی چیزی نمی‌تواند به شما ارائه کند. در طول دوران کارم به‌عنوان یک مشاور طراحی و اجرای استراتژی، متوجه شده‌ام که بهترین روش برای تدوین استراتژی، کمک به مدیران کسب و کارها برای تدوین استراتژی توسط خودشان است. مدیران کسب و کارها، معمولا خودشان بهترین و عمیق‌ترین دیدگاه ممکن را به کسب و کار و صنعت حل فعالیت خودشان دارند. هر مدیری به‌ترین استراتژیست کسب و کار خودش است. اما معمولا مشکل مدیران این‌جاست که چگونه می‌توان این اطلاعات گسترده و عمیق را در کنار هم گذاشت و به استراتژی مناسبی برای شرکت مورد نظر رسید.

روشی که من در عمل به‌کار گرفتم پرسیدن تعدادی سؤال استراتژیک از مدیران کسب و کارها بود. من از مدیران می‌خواهم که به این سؤال‌ها عمیقا فکر کنند. در این پست از شما هم می‌خواهم زمان مناسبی را برای فکر کردن انتخاب کنید و به سؤالات زیر عمیقا بیاندیشید:

  1. شرکت شما چرا به این دنیا پا گذاشت؟ (یا به‌عبارت دیگر چرا تأسیس شد؟)
  2. شرکت شما چه ويژگي‌هايي دارد که آن را از شرکت‌هاي رقيب متمايز مي‌کند؟
  3. شرکت شما چه محصولات و خدماتي ارائه مي‌کند؟ چه محصولات و خدماتي مي‌توانند به‌عنوان مکمل خدمات کنوني يا حتي به‌عنوان خدمات مستقل و جديد به مشتريان ارائه شوند؟
  4. شرکت شما اکنون در چه حوزه‌هايي از بازار فعال است؟ (به‌عنوان مثال: جوانان یا ) فکر مي‌کنيد شرکت لازم است در چه حوزه‌هاي جديدي ورود پيدا کند؟ در چه حوزه‌هايي از بازار بايد حجم فعاليت‌ها کاهش يابند؟
  5. موقعيت ايده‌آل شرکت شما در 3 تا 5 سال آينده (مثلا در زمينه‌ي تعداد و حجم ريالي فروش یا درآمد پروژه‌ها، حوزه‌هاي کسب و کار و تعداد مشتريان و درآمد هر حوزه) با در نظر گرفتن شرايط موجود کجا است؟ اگر بخواهيم رؤيايي و بدون در نظر گرفتن شرايط موجود فکر کنيم پاسخ اين سؤال چه تغييري مي‌کند؟
  6. به‌عنوان مدير ارشد شرکت، چه نقاط مثبتي و مزيت‌هايي را در شرکت خود مشاهده مي‌کنيد؟ چه چيزهايي نبايد تغيير کنند؟ (به‌عنوان مثال حسن شهرت در ميان مشتريان در کميت و کيفيت محصولات و خدمات)
  7. به‌عنوان مدير ارشد شرکت، چه مشکلاتي را در اين شرکت مي‌بينيد؟ از چه چيزهايي ناراضي هستيد که بايد تغيير کنند؟ (به‌عنوان مثال ضعف مهارتي نيروي انساني)
  8. با توجه به تجارب و ديدگاه‌‌هاي کارشناسي‌تان چه فرصت‌ها و نقاط اميدوارکننده‌اي در بازارهای فعالیت‌تان وجود دارند که شرکت شما مي‌تواند از آن‌ها استفاده کند؟ (به‌عنوان مثال: فعالیت در یک شهرستان جدید یا ارائه‌ی خدمتی با قیمت پایین‌تر از رقبا.)
  9. از نظر شما عمده‌ترين مشکلات صنعت فعالیت‌تان و مشکلات اقتصاد کلان کشور که بر کسب و کار شرکت شما تأثير منفي جدي دارند يا ممکن است در آينده داشته باشند کدام‌اند؟ (به‌عنوان مثال نرخ تورم بالا یا تغییرات شدید نرخ ارز)

پاسخ این سؤالات را لازم نیست حتی به‌صورت مکتوب دربیاورید. اما دانستن پاسخ این سؤالات باعث می‌شود تا بتوانید در عمل، تصمیماتی درست‌تر، جامع‌نگر و با دید بلندمدت‌ بگیرید که موفقیت کسب و کار شما را تضمین خواهند کرد.

نباید فراموش کنید که شما به‌عنوان یک متخصص حرفه‌ای برای طراحی استراتژی فردی و شغلی‌تان هم می‌توانید از خودتان همین سؤالات را بپرسید. فقط کافی است به‌جای واژه‌ی “شرکت”، واژه‌ی “من” را در سؤالات 9 گانه‌ی بالا جایگزین کنید.

و نکته‌ی پایانی: هنر یک مشاور طراحی و توسعه‌ی کسب و کار، پرسیدن این سؤالات از شما و تسریع و تسهیل مسیر حرکت شما برای رسیدن به پاسخ آن‌ها است. مشاور کسب و کار به شما کمک می‌کند تا ابعاد مختلف هر سؤال را به‌تر درک کنید و البته بتوانید به‌جای اختراع دوباره‌ی چرخ، از تجربیات مثبت یا منفی دیگران و موفقیت‌ها و شکست‌های آن‌ها، الگو بگیرید تا بتوانید مسیر توسعه‌ی استراتژیک ویژه‌ و اختصاصی کسب و کارتان / حرفه‌تان را به‌درستی طراحی کنید. بنابراین مشاور کسب و کار، پزشک نیست که برای شما نسخه‌‌ی موفقیت بپیچد. مشاور کسب و کار حتی جادوگر شهر اوز هم نیست که برای هر مشکل شما یک راه‌حل جادویی داشته باشد. مشاور کسب و کار همانند یک دوست هم‌فکر است که با شما مسیر حرکت را آغاز می‌کند، با شما برای دیدن افق مطلوب و فردای دوست‌داشتنی تلاش می‌کند و بعد، دست در دست‌تان می‌گذارد و شما را تا رسیدن به مقصد همراهی می‌کند. بنابراین با کمک مشاور کسب و کار، شما خودتان مسیر موفقیت‌تان را انتخاب می‌کنید، برای رسیدن به اهداف‌تان توان‌مند می‌شوید و سرانجام با تکیه بر قدرتِ حسِ خوب‌تان، مسیری لذت‌بخش را تا رسیدن به موفقیت تجربه می‌کنید.

اگر نیاز به هم‌فکری استراتژیک در مورد کسب و کار / مسیر شغلی حرفه‌‌ای‌تان داشتید، می‌توانید با من تماس بگیرید.


5 پاسخ به “خودتان استراتژیست باشید!”

  1. کاملا موافقم با فرمایشات شما. متأسفانه در حالی که در دنیا بحث روز گذر از “مزیت رقابتی” است؛ ما هنوز وارد عصر قبلی یعنی تمایز و داشتن مزیت رقابتی هم نشدیم!

  2. این دقیقا یکی از اشکالات تدریس استراتژی در جامعه‌ی ماست.

  3. اتفاقاً الان كه اين مطالب را مطالعه ‍می نمایم، فردا امتحان مدیریت استراتژیک دارم و ذهنم کاملا مشغول این مباحث است. مبحث بسیار جالب، تخصصی و کاربردی است، لاکن بیشتر تئوری آموزش داده می شود و کمتر به اجرا در می آید.

  4. با اقای دامن افشان موافقم. منتهی با اندکی تفاوت در این که افراد فکر می کنند تمایز دارند و وقتی این سوال را می پرسیم، چیزهایی ردیف می کنند که به راحتی در شرکت های دیگر می توان یافت.
    مشکل اصلی در رواج شدید فرهنگ سـَمـبـَل کاری در کشور است که تولید و اقتصاد را به اینجا کشانده… .

  5. به نظر من، سوال شماره ۲ خیلی خیلی مهمه و متاسفانه در خیلی از کسب و کارهای جدید توی کشورمون اصلاً بهش توجه نمی‌شه. به عنوان مثال حوزه فناوری اطلاعات رو در نظر بگیرید. این همه سرویس‌دهنده ایجاد وبلاگ توی کشور داریم که از لحاظ امکانات، خیلی با همدیگه تفاوتی ندارن یا این همه سرویس‌دهنده ای‌میل داخلی داریم که به غیر از یکی دو تاشون، بقیه شبیه به هم هستن و امکانات مشابهی رو ارایه می‌دن.
    در حوزه‌های دیگه هم همین وضعیت برقراره. مثلاً در حوزه کتاب، خیلی از کتاب‌های تخصصی رو می‌شه توی کتاب‌فروشی‌ها دید که مطالب‌شون تا حد زیادی شبیه همدیگه هستش.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.