برچسب: احمد رضا احمدي

  • نگاه نایاب …

    نگاه کن مرا که چشم، کم‌کم نایاب می‌شود مهارت دوست داشتن در زبان مادری گم می‌شود … احمدرضا احمدی

  • دیده شود حال من ار چشم شود گوش شما!*

    اگر آفتاب شود اميد نخواهم داشت تمام روز تمام حادثه در مسير عاطفه‌ي تو باشد دوباره بايد تأسف داشت که صداي آب و سبزي درختان آن‌قدر واقعي است که بايد سخن از مرگ گفت من آرامش را نمي‌خواهم من حرف دارم گوش کنيد خواهش مي‌کنم فقط تا طلوع آفتاب گوش کنيد … احمد رضا احمدي […]

  • باغِ بي‌برگي …

    بي‌برگ بودم درختان از بهار باز آمدند گفتم: اي دل راهي نيست بايد خويش را بر دستان و آسمان آويخت. از صداي تو از خواب برخاستم گفتم: چه کسي است که آينه را به ميل خويش صيقل مي‌دهد که من صورتم را در آينه‌ي صورت تو ببينم … احمد رضا احمدي