برچسب: امام زمان (عج)

  • انگار که این فاصله‌ها کم شدنی نیست …

    انگار که این فاصله‌ها کم شدنی نیست می‌خواهم از این غم نسرایم، شدنی نیست بر زخم دلِ سوخته‌ام، هیچ دوایی جز لذت دیدار تو مرهم شدنی نیست من سروم و آزادگی‌ام ورد زبان‌هاست جز از غم تو قامت من خم شدنی نیست بگذار که باران بشوم زار ببارم حالا که وصال تو فراهم شدنی نیست […]

  • در «انتظار» بشیر روشنایی …

    مسافر رهایی‌ام، بشیر روشنایی‌ام همان که  داشت عمرها، مرا در انتظار تو نگاه بی‌‌قرار را به هر غبار بسته، من سوار تاخته برون از آخرین غبار، تو نشسته‌ای و بسته‌ای به خاک این زمین، مرا بهانه‌های ماندن‌م، تویی در این دیار ٬ تو! دریچه‌ای به‌جانب ِ گل و ستاره و نسیم گشوده از فضای این […]

  • ای عشق تو آبروی دیرینه‌ی ما …

    ای حسرت دیدار تو در سینه‌ی ما ای عشق تو آبروی دیرینه‌ی ما برگرد و غبار دل ما را بتکان زنگار گرفته روی آئینه‌ی ما وحید محمدی در زمانه‌ای که گویی تاریکیِ زور و زر فرجام دنیا است، امید روزهای پر از نور و عدالت آن یار گم‌گشته است که تحمل این دنیا را سهل‌تر […]

  • دست مرا بگیر، گریزان شدن بس است …

    آقا بیا که بی‌تو پریشان شدن بس است از دوری تو پاره‌گریبان شدن بس است کنعان دل، بدون تو شادی‌پذیر نیست یوسف! ظهور کن که پریشان شدن بس است … محمد فردوسی *** در این زمانه‌ی پر های و هوی و دنیای زوال‌پرست، تنها امید آمدن نسیمی از کوی یار است که امید ما را […]

  • به شوق یک سلام تو همیشه می‌مانم …

    بی تو این‌جا همه در حبس ابد تبعیدند سال‌ها، هجری و شمسی، همه بی‎خورشیدند از همان لحظه که از چشم یقین افتادند چشم‎های نگران، آینه‎ی تردیدند نشد از سایه‎ی خود هم بگریزند دمی هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خود همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند […]

  • هم‌چنان، چشم به‌راهِ راه …

    کی شود یا رب، امام منتظر مهدی بیاید آن ولی‌الله غایب از نظر مهدی بیاید در دل ما آرزوی‌ش، بر لب ما گفتگوی‌ش چشم محرومان به‌سوی‌ش، کی ز در مهدی بیاید … این شعر از استاد حبیب‌الله چای‌چیان (حسان)، از دوران کودکی سال‌ها است گوشه‌ی ذهن‌م جا خوش کرده است و این روزها، در این […]

  • روزی تو خواهی آمد …

    در این دنیای پر از نامهربانی، امید ظهور “یار غایب از نظر” دل‌مان را آرام می‌کند. عیدتان مبارک. به امید داشتن توفیق دیدار روی مهربان‌ش.