مشاهده‌گر (1)


توضيح: مشاهده‌گر بخش جديد گزاره‌ها در دوشنبه‌ شب‌ها است. يک تصوير بدون هيچ توضيحي! اگر دوست داشتيد تفسيرتان را از اين عکس، پاي اين پست در خود وبلاگ يا در گودر براي‌ام بنويسيد.

ايده‌‌ي عنوان را از کتاب بي‌نظير “ماجراهاي يک مشاهده‌گر” پيتر دراکر گرفته‌ام.


3 پاسخ به “مشاهده‌گر (1)”

  1. این آدم می گوید: «من هرگز نمی توانم آن چیزی را که می خواهم بدست بیاورم». این در حالی است که او راه حل مشکل خودش را دارد. مثال: «من نمی توانم ادامه تحصیل بدهم» در حالی که هرکس می تواند به یک دانشگاه (البته نه بهترین دانشگاه) برود و ثبت نام کند، برنامه ریزی کند و درس بخواند. یا «من نمی توانم یک دوست خوب پیدا کنم و دوستی ام را حفظ کنم» بدیهی است که هرکسی می تواند دوستانی بیابد. البته شاید قبل از آن لازم باشد خصوصیاتی را که باعث شده دوستان قبلی اش را از دست بدهد رها کند! (ایده پاسخ از کتاب تحلیل رفتار متقابل ترجمه بهمن دادگستر است).

  2. برای رسیدن به هدف نباید پل های پشت سر را خراب کرد.(چه ربطی داشت؟!)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.