درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۲2)


چند سالي است که جذابيت‌هاي داخل زمين و حواشي اطراف فوتبال، باعث علاقه‌مندي و حضور ثروت‌مندان در فوتبال شده است. اگر روزي رومن آبراموويچ با خريد تيم چلسي به‌يکباره تمامي فوتبال جزيره را در شوکي بزرگ فرو برد، امروز حضور خانواده‌هاي ثروت‌مند عربستاني و اماراتي و … در فوتبال اروپا تعجبي را برنمي‌انگيزد. در همين ايران خودمان تيمي مثل استيل آذين، مثلا نمادي است از حضور بخش خصوصي در فوتبال!

اين حضرات ثروت‌مند، از آن‌جايي که اغلب تنها از حواشي فوتبال سر در مي‌آورند، معمولا فکر مي‌کنند که فوتبال تشکيل شده است از تعدادي ستاره که در زمين دنبال توپ مي‌دوند. بنابراين با حرص تمام به‌دنبال جمع کردن ستاره‌هاي گران‌قيمت و آن‌چناني مي‌روند و وقتي نتيجه‌ نگرفتند هم تمامي کاسه کوزه‌ها را بر سر مربي بخت برگشته‌ي تيم‌شان خراب مي‌کنند و دوباره روز از نو، روزي از نو!

به چند مثال توجه کنيد:

  1. فلورنتينو پرز در ابتداي راه ساختن پروژه‌ي کهکشاني‌هاي يک، کلود ماکه‌له‌له را به اين بهانه که شيک بازي نمي‌کند فروخت! و خوب، همه يادشان هست که بعد از چندين سال ناموفق، وقتي مجبور شد از رئال برود خودش اعتراف کرد که بزرگ‌ترين اشتباه‌اش فروختن ماکه‌له‌له بود: رئال مادريد ديگر هيچ هافبک دفاعي نداشت!
  2. منچستر سيتي چند سالي است به لطف سرمايه‌هاي شيخ منصور و دار و دسته (!) دارد خريدهاي آن‌چناني مي‌کند. نتيجه؟ حذف از جام يوفا در برابر دينامو کيفي که يک دهم من سيتي هم پول و سرمايه و ستاره ندارد!
  3. استيل آذينِ امسال هم که ديگر اظهر من الشمس است!

چه اتفاقي در اين تيم‌ها مي‌افتد؟ چه درسي مي‌توانيم از اين وضعيت بگيريم؟ به نظرم يک نکته‌ي مهم در اين تيم‌ها ناديده گرفته مي‌شود که خيلي وقت‌ها سازمان‌ها و تيم‌هاي درون آن‌ها (مثلا تيم‌هاي پروژه) آن را ناديده مي‌گيرند: اگر همه‌ي اعضاي يک تيم ستاره باشند (يا بدتر، توهم خود ـ ستاره‌بيني داشته باشند!) گروهي از کارها روي زمين مي‌مانند که ممکن است در ظاهر به چشم نيايند؛ اما اتفاقا انجام نشدن همين کارها است که باعث شکست تيم مي‌شود. مثال: رئال مادريدِ بدون ماکه‌له‌له در قياس با رئال مادريد مورينيو که چهار تا هافبک دفاعي قلدر دارد! يا استيل آذينِ اين فصل که با يک دفاع مياني به نام کاظم برجلو فصل را آغاز کرد و با مصدوميت او، علي کريمي را در دفاع وسط به‌کار گرفت!

ترکيب آدم‌هاي معمولي با ستاره‌ها باعث مي‌شود که هم تيم به موفقيت برسد و هم آن آدم‌هاي معمولي رشد کنند و در حد خودشان ستاره شوند. چيزي که در بارسلوناي اين سال‌ها مي‌بينيم و قبل‌تر درباره‌اش در سبک ره‌بری در بارسلونا نوشته‌ام.


2 پاسخ به “درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۲2)”

  1. این روزها از گودر بدم میاد این گودری که باعث شده این همه بینمون فاصله بیفته!
    این همه مطلب اما دریغ از یه تشکر خشک و خالی
    علی شهاب معرکه ای !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.