درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (28)


“می‌دانم که توقعات بسیار بالاست. من در کشورهای بسیاری کار کرده‌ام و در چهار تیم ملی حضور داشته‌ام و با تیم‌های ملی دیگری بازی کرده‌ام. توقع مردم و جامعه فوتبال از کشورشان در مقابله با جام جهانی برای همه یکسان است. همه به دنبال حضور در جمع چهار تیم برتر جام هستند. اما باید واقع‌بین باشیم. چند کشور قهرمان جام جهانی شده‌اند؟ چند کشور موفقیت مداوم در جام‌های جهانی داشته‌اند؟ بلغارستان، پرتغال در 1966، نتایج خوبی گرفتند اما مقطعی بود. نیجریه و کرواسی به همین شکل. همه‌ي ما توقعات و آرزوهایی داریم و شاید یکی بخواهد رییس جمهور شود، شاید بخواهید سردبیر شوید یا فردی ثروتمند شوید. آیا هر فردی کارهای لازم برای رسیدن به هدف را انجام داده؟ پاسخ منفی است. بیشتر اوقات مردم تنها به رؤیاهای‌شان فکر می‌کنند.” (کارلوس کرش ـ سرمربي تيم ملي فوتبال در اولين کنفرانس مطبوعاتي. اين‌جا)

چند بار جملاتي را که پررنگ کرده‌ام، بخوانيد (مخصوصا جمله‌ي آخرش!) از نظر خودم به‌ترين جملاتي که در اين مجموعه‌ي پست‌هاي درس‌هايي از فوتبال براي کسب و کار انتخاب کرده‌ام اين جملات شاه‌کار کارلوس کرش هستند.

به‌راستي آيا همه‌ي کارهايي را که بايد، براي موفق شدن انجام داده‌ايم يا نشسته‌ايم و از رؤياي خوش روز رسيدن به پيروزي لذت مي‌بريم يا غم و غصه‌ي نرسيدن آن روز را مي‌خوريم!؟

جايي مي‌خواندم که کاش رؤياهاي‌مان را زندگي کنيم؛ نه اين‌که تنها خيال‌شان کنيم يا حتا بدتر به خيال اين‌که محقق‌نشدني هستند، از آن‌ها فرار کنيم. کارلوس کرش همين درس بزرگ را دارد به ما مي‌آموزد …

پ.ن. اين پست را حدودا دو ماه پيش نوشتم و چقدر براي خودم جالب بود که امروزي که به اين جملات درخشان نياز داشتم، دوباره‌ ديدم‌شان. اين يعني از آن پي‌نوشت ديشبي گذشتم و خوب شدم!

,

2 پاسخ به “درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (28)”

  1. سومين شماره مجله پنجره خلاقيت منتشر شد. در اين شماره گفت‌وگويي اختصاصي با يك مدير بازاريابي آمريكايي به نام مايا بوردو انجام شده است. هم چنين مي‌توانيد مطالبي از دكتر احمد روستا، بابك بختياري، ال ريس، رابرت كيوساكي، برايان تريسي و… بخوانيد. مجله پنجره خلاقيت نخستين مجله تخصصي روانشناسي كسب ثروت در ايران است.

  2. سلام
    يك سوال در ذهنم پيدا شده. چرا با رواج اين همه كتابها، مجله ها و سمينارهاي مختلف درباره موفقيت حتي افرادي كه از اين كتابها و مجله ها استفاده ميكنن و به همين سمينارها ميرن كمتر ميتونن تو زندگي روزمره شون اين روياها را پياده كنن و بقول روياهاشون رو زندگي كنن؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.