مايه‌ي ديگر خطا ناکردن مرد!


بر عبث خاطر ميازار.

باش در راه، چنين خاطر نگهدار.

نيست کاري کاو اثر بر جاي نگذارد.

گر چه دشمن صد در او تمهيدها دارد.

زندگاني نيست ميداني

جز براي آزمايش‌ها که مي‌باشد.

هر خطاي رفته نوبت با صوابي دارد از دنبال.

مايه‌ي ديگر خطا، ناکردن مرد.

هست از راه خطاها، کردن مرد.

وان بکار آمد که او در کار،

مي‌کند روزي خطا ناچار!

نيما يوشيج


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.