درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۴6)


“در مورد هر چیزی محدودیت‌هایی وجود دارد. هر بازیکن تنها دنیای محدود خود را می‌بیند و احساس می‌کند همه چیز باید همان‌طور که خودش می‌خواهد پیش برود.” (يورگن کلينزمن در جواب اتهام فيليپ لام به او در زمينه‌ي ضعف تاکتيکي؛ اين‌جا)

خطاب‌ام به مديران است: اين طبيعت کارشناسان زير دست شماست که دنيا را محدود ببينند. دو سؤال:

1- آيا خود شما به‌عنوان مدير همين اشکال را نداريد؟‍ آيا آن ديد جامع‌نگر سيستماتيکي را که لازمه‌ي کار يک مدير است، داريد؟

2- براي مديريت اين نوع نگاه کارشناسان‌تان چه برنامه‌اي داريد؟ حواس‌تان هست که بي‌توجهي به اين موضوع باعث مي‌شود تا در بلندمدت چه نارضايتي در ميان کارکنان‌تان ايجاد شود؟


2 پاسخ به “درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۴6)”

  1. روی نکته مهمی دست گذاشتی. اینکه مدیران در چه سطحی باشند (عملیاتی، میانی یا ارشد) روی داشتن دید کلان تأثیر مهمی دارد. البته مدیران معمولاً کارشناسان ارتقا یافته هستند. پس احتمال اینکه همچنان دچار محدودیت دید باشند هست حتی در سطح مدیران ارشد. مثلاً مدیر عاملی که رشته تخصصی اش مالی است و سالها سابقه کار کارشناسی و مدیریتی در آن زمینه داشته ممکن است وقتی مدیر عامل میشود اصلاً توجهی به بازاریابی و فروش نشان ندهد. عکس این قضیه در مورد مدیر فروش هم صادق است. معمولاً انتظار می رود تجربه و آموزش از این محدودیت کم کند. من نمی دانم راه حل علمی رفع چنین مشکلاتی چیست ولی در مورد کارشناسان چیزی که به نظرم میرسد این است که مثلاً وقتی کارشناسی با یک پیشنهاد که به نظرش خیلی مهم است نزد مدیر می رود می شود از او خواست درباره جنبه های مالی، فنی، بازار ، و منابع انسانی آن پیشنهاد یا مستقل تحقیق کند یا با همکاران سایر حوزه ها مشورت کند. اینجور مواقع معمولاً از شدت واکنش منفی در صورت رد شدن پیشنهاد کاسته می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.